هشتم شهريور؛ پرواز دو کبوتر عاشق
هشتم شهريور؛ پرواز دو کبوتر عاشق
هشتم شهريور؛ پرواز دو کبوتر عاشق
نويسنده: جواد رحماني
هر ساله با فرا رسيدن هشتم شهريور، مردم ايران، صحيفه خونين خوبي ها و مظلوميت دو تن از بهترين فرزندان وطن را مرور مي کنند. آري، هشتم شهريور، سالروز شهادت مظلومانه شهيدان، رجايي و باهنر است که روز مبارزه با تروريسم ناميده شده است. براي گراميداشت مقام اين عزيزان، که الگوهاي شايسته دولتمردان در نظام اسلامي هستند، هفته اول شهريور، هفته دولت نام گذاري شده است تا ياد و خاطره آن بزرگواران براي هميشه در تاريخ زنده بماند.
دو ماه پس از فاجعه خونين هفتم تير که در آن، شهيد بهشتي، رئيس ديوان عالي کشور، به همراه 72 تن از مسئولان خدمتگزار جمهوري اسلامي ايران، در دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي به شهادت رسيدند، ايادي استکبار، توطئه خونين ديگري رقم زدند. ساعت سه بعد از ظهر هشتم شهريورسال 1360، هنگام برگزاري جلسه رئيس جمهور و نخست وزير در دفتر نخست وزيري در خيابان پاستور، به ناگاه در انفجاري مهيب، آتش و خون درهم آميخت و اين دو کبوتر عاشق، رجايي و باهنر، از خاک به افلاک پرکشيدند. اين حادثه، يک ماه پس از فرار بني صدر و رجوي، سرکرده سازمان منافقين، از ايران رخ داد و از جمله عمليات هاي تروريستي سازمان مجاهدين خلق (منافقين) بود.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در سال 1359، نماينده مردم تهران شد. وي مدتي وزير آموزش و پرورش بود. و در 18 شهريور 1359 به نخست وزيري رسيد. پس از عزل بني صدر، در انتخابات سال 1360 ، به عنوان دومين رئيس جمهور ايران انتخاب شد و سرانجام در 48 سالگي به سوي معبود پرکشيد.
«( آقاي رجايي و آقاي باهنر) اين طور نبوده که رياست در آنها تأثير کرده باشد؛ آنها در رياست تأثير کرده بودند؛ يعني آنها رياست را آورده بودند زير چنگ خودشان، رياست، آنها را نبرده بود تحت لواي خودش، و اين يک درسي است که انسان بايد از اينها ياد بگيرد.»(1)
اين دو عنصر خدمتگزار (رجايي و باهنر) را بايد به عنوان عناصر فراموش نشدني در تاريخ دولت و انقلاب خودمان همواره به ياد داشته باشيم.»(3)
«اين دو بزرگوار، حقاً و انصافاً، از عناصر برگزيده و برجسته اين کشور و نظام بودند. امتحان داده و دلسوز و مردمي بودند. وجودشان با آرمان هاي انقلاب آميخته بود. طعم سختي ها را چشيده بودند. دوران مجاهدت و مبارزه براي پيروزي اسلام را با توفيقات و سربلندي پشت سر گذاشته بودند. همه اينها ارزش هايي بود که در اين عزيزان وجود داشت.» (4)
«مرحوم شهيد آقاي رجايي و مرحوم آقاي باهنر، حقيقتاً دو نمونه برجسته از ياران انقلاب و امام بودند».(5)
/ن
دو ماه پس از فاجعه خونين هفتم تير که در آن، شهيد بهشتي، رئيس ديوان عالي کشور، به همراه 72 تن از مسئولان خدمتگزار جمهوري اسلامي ايران، در دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي به شهادت رسيدند، ايادي استکبار، توطئه خونين ديگري رقم زدند. ساعت سه بعد از ظهر هشتم شهريورسال 1360، هنگام برگزاري جلسه رئيس جمهور و نخست وزير در دفتر نخست وزيري در خيابان پاستور، به ناگاه در انفجاري مهيب، آتش و خون درهم آميخت و اين دو کبوتر عاشق، رجايي و باهنر، از خاک به افلاک پرکشيدند. اين حادثه، يک ماه پس از فرار بني صدر و رجوي، سرکرده سازمان منافقين، از ايران رخ داد و از جمله عمليات هاي تروريستي سازمان مجاهدين خلق (منافقين) بود.
رئيس جمهور شهيد؛ رجايي
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در سال 1359، نماينده مردم تهران شد. وي مدتي وزير آموزش و پرورش بود. و در 18 شهريور 1359 به نخست وزيري رسيد. پس از عزل بني صدر، در انتخابات سال 1360 ، به عنوان دومين رئيس جمهور ايران انتخاب شد و سرانجام در 48 سالگي به سوي معبود پرکشيد.
نخست وزير شهيد؛ باهنر
سخناني از امام و رهبري درباره شهيدان، رجايي و باهنر
«( آقاي رجايي و آقاي باهنر) اين طور نبوده که رياست در آنها تأثير کرده باشد؛ آنها در رياست تأثير کرده بودند؛ يعني آنها رياست را آورده بودند زير چنگ خودشان، رياست، آنها را نبرده بود تحت لواي خودش، و اين يک درسي است که انسان بايد از اينها ياد بگيرد.»(1)
آيت الله العظمي خامنه اي(مد ظله العالي):
اين دو عنصر خدمتگزار (رجايي و باهنر) را بايد به عنوان عناصر فراموش نشدني در تاريخ دولت و انقلاب خودمان همواره به ياد داشته باشيم.»(3)
«اين دو بزرگوار، حقاً و انصافاً، از عناصر برگزيده و برجسته اين کشور و نظام بودند. امتحان داده و دلسوز و مردمي بودند. وجودشان با آرمان هاي انقلاب آميخته بود. طعم سختي ها را چشيده بودند. دوران مجاهدت و مبارزه براي پيروزي اسلام را با توفيقات و سربلندي پشت سر گذاشته بودند. همه اينها ارزش هايي بود که در اين عزيزان وجود داشت.» (4)
«مرحوم شهيد آقاي رجايي و مرحوم آقاي باهنر، حقيقتاً دو نمونه برجسته از ياران انقلاب و امام بودند».(5)
پي نوشت ها:
1. صحيفه نور، ج20، ص 35.
2. همان، ج 35، ص465.
3. همان، ج28، ص295.
4. همان، ج27، ص405.
5. همان، ج 26، ص428.
/ن
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}